چت روم

قالب

سمنان من دارم میام - پرستوی مهاجر
X
تبلیغات
رایتل
پرستوی مهاجر
 
سه‌شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1389 :: 10:10 ب.ظ :: نویسنده : فرزانه

یکبار دیگه چک می کنم ببینم همه چیز رو برداشتم یا نه....

لباس, وسایل آشپزخونه, پتو, تشک, مدارک لازم و ....

همه چیز مرتبه اما بازم نمی تونم بخوابم...فکر اینکه اونجا چطوریه و چی میشه ذهنم رو مشغول کرده...

یعنی خوابگاهش چطوریه؟از محیطش خوشم میاد؟هم کلاسیام چطورین؟می تونم باهاش ارتباط برقرار کنم یا نه!درسا, دانشکده, استادا, شهر سمنان...

سوال های خیلی زیادی تو ذهنم هست که از فردا می تونم جوابشون رو پیدا کنم...

واقعا هیجان انگیزه!یک شهر جدید, محیط جدید, دوست های جدید...

البته کمی هم استرس دارم, اولین باریه که این همه از خانوادم دور می شم...

درسته که قبلا هم دور بودم اما خیالم راحت بود که هر وقت اراده کنم می تونم بیام خونه اما الان وضعیت کاملا فرق می کنه...

اما باز هم خوشحالم که می تونم یک زندگی کاملا مستقل رو شروع کنم...

مهم نیست که چقدر سخت باشه چون که من خدارو دارم که هیچ وقت تنهام نذاشته و نخواهد گذاشت...

مهم نیست که سمنان چطور شهریه مهم اینه که مثل همه ی شهرهای دیگه یک آسمون آبی داره, که هر وقت ناراحت شدی می تونی به سرت رو رو به آسمون کنی و از خدا کمک بخوای...

خدایا کمکم کن مثل همیشه که کمکم کردی ...

.

.

.

سمنان من دارم میاممم


پ.ن : در جواب دوستی که برای من پیغام گداشته بودن : همیشه لازم نیست همه ی حرف هارو بیان کرد گاهی طرف مقابل از روی چشمات می تونه همه ی احساساتت رو بخونه!




 
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 13439